منظومه فر هاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت هشتاد
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 8️⃣0️⃣
*ابیات 1551 الی 1570
که تاحال دلش را باز جویم
به هشیاری خبر زین راز جویم
چو صیّاد آورد در دام خود صید
چو گیرد گردنش در حلقه قید
سکون گیرد دل پر اضطرابش
برد با خاطر آسوده خوابش
چو شیرین دید صیدی بسته در بند
دل صید افکنش گردید خورسند
۱۵۵۵. دلش دانست کان شوریدهزار
به دام آن صنم باشد گرفتار
نهان از همدمان میداشت این راز
به مستی کرد قانون سخن ساز
چو می ناخورده هوش از سر رباید
چو نوشد ساغر می زان چه زاید
چو آرد شور وصف کس شنیدن
چه حالت باشدش هنگام دیدن
چو سوزد وصف آتش جسم زاری
چه سازد چون کند در وی گذاری
۱۵۶۰. هزار از صحبت گل چون زند جوش
چه گوید گر گلش آید در آغوش
ز یاد شمع چون پروانه سوزد
چه باشد حالتش چون بر فروزد
چو گردد کوهکن بیخود ز نامی
چه سازد گر خورد زان باده جامی
چنین مشّاطهٔ این بکر طنّاز
نقاب از چهره معنی کشد باز
که روزی دلگشا چون صبح نوروز
چو بخت مقبلان میمون و فیروز
۱۵۶۵. نشاط انگیز چون عهد جوانی
فرح بخشا چو صبح زندگانی
ز خواب ناز شیرین گشت بیدار
رخی تابنده و لعلی شکر بار
پرستاران زده بر گرد او صف
گلاب و عنبر و آئینه در کف
پرندی نیلگون افکنده بر سر
طرازی لعلگون پوشیده در بر
پریشان طرّهاش بر گِرد رخسار
چو بر برگ شقایق مشک تاتار
۱۵۷۰. مرصّع پیکرش از پای تا سر
ز هر سو چون بتان آموده گوهر
.