منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت پنجاه و هشتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 5️⃣8️⃣
*ابیات 1111 الی 1130
پرپرو با رخی تابنده از شرم
روان از نرگسش خونابۀ گرم
سرِ تَنگِ شکر از ناز بگشاد
به پاسخ قفل گنج راز بگشاد
که غم بر دل کند چون آشیانه
گریزند از سکونش اهل خانه
اگر در سبزهگر در لالهزار است
قدم ننهد برون چون خانهدار است
۱۱۱۵.ولی در این سرا گردید دلتنگ
گرفت آیینۀ دل سر به سر زنگ
شدن باید به طرف جویباری
همایون گلشنی خوش لالهزاری
مگر از غم عنان دل بتابیم
نشاطی از گل و از سبزه یابیم
بساط از خانه بگذارید در دشت
که خوش باشد بهاران سَیرِ گُلگشت
سخندان رایض گفتار شیرین
سمند طبع را زاینسان زند زین
۱۱۲۰. که شیرین چون به صحرا گشت مایل
به گِردش جمع خوبان قبایل
به فرمانش پرستاران درگاه
برون بردند سوی دشت خرگاه
به تازی مرکبان زین برنهادند
به گلگون زینِ زرّین بر نهادند
بتان پیرامن آن شمع خوبان
چو انجم گِردِ ماه تابان
نشست آن ماه چون بر پشت گلگون
ز شرم او نهان شد ماه گردون
۱۱۲۵. ز تاب روی آن محبوب دلکش
فتادی نعل گلگون اندر آتش
رمان در زیر رانش مرکب از شور
رمد دیو آری از نظّارۀ نور
چو جا بگرفت بر پشت تکاور
تو گفتی آفتاب از کوه زد سر
طوات در تنش از بس عیان بود
چو آب از پهلوی گلگون روان بود
زبویِ طرّۀ آن سرو سیمین
فتاد از ناف گلگون نافۀ چین
۱۱۳۰. نسیمی گر ز جُعد او زدی سر
نمودی خاک را هم بوی عنبر
.