# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 8️⃣5️⃣
*ابیات 1651 الی 1670


که ما را جان و دل جای دگر بود
زگفتش از شنیدن گوش کر بود

بگفتندش که کرد از بیستون یاد
که از نیروی دستت گردد آباد

چو بشنید این سخن رو کرد در کوه
به دل از هجر شیرین کوهِ اندوه

خوشا عشق و خوشا هنگامۀ عشق
شود شوریده دل از نامۀ عشق

۱۶۵۵. ز فرط عشق دارد ناله سیلاب
ز شور عشق پیچد ناف گرداب

چو در خاشاک افتد آتش تیز
بود سودایِ عشقِ آتش انگیز

نبود ار عشق شیرین رهنمونش
کجا فرهاد و میل بیستونش

برون ناید اگر عشق فسون ساز
بیفتد رونق از پیرایۀ ناز

نباشد عشق اگر یار نیکویی
شود کاسد متاع خوبرویی

نبودی عشق فرهاد ار بهانه
نبود از خوبی شیرین نشانه

۱۶۶۰. چو آمد کوهکن در بیستون شاد
به چنگش تیشۀ سنگین پولاد

برآمد بیستون را ناله از دل
که فرهاد آمد و شد کار مشکل

اگر در عشق ماند پای بر جای
در آرد ریشۀ این کوه از پای

گرش مهلت دهد چرخ جفا کار
کند این کوه را چون خاک هموار

۱۶۶۵. اگر بیند ز شیرین شرط یاری
نماند بیستون را استواری

درآمد کوهکن پولاد در چنگ
پی زور آزمایی با دلِ تنگ

به نیرو کوه را اندام می‌سُفت
نهانی با دل شوریده می‌گفت:

نگیرد گر غم شیرین ستیزه
نمایم بیستون را ریزه ریزه

ز عشقش گر نگردد سینه غمناک
کنم صد رخنه در پهلوی افلاک

۱۶۷۰. اگر دل را نگیرد لشکر غم
بریزم بیستون را پیکر از هم

.....