منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت هشتاد و هفتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 8️⃣7️⃣
*ابیات 1691 الی 1710
چو تصویر لبش بستی به نیرنگ
برون میجَست یاقوت از دل سنگ
چو بر نقش دهانش کرد عنوان
روان شد از دل سنگ آبِ حیوان
پی نقش دلش هنگام تصویر
نبودی تیشه را در سنگ تأثیر
چو تصویر میانش بست هموار
ز باریکی قلم افتادش از کار
۱۶۹۵. ز نقش چهرۀ او شد مشوّش
که چون در هم نگارد آب و آتش
چو لوح سینه بر کندش به خارا
ز صافی راز دل کرد آشکارا
چو از تمثال شیرین باز پرداخت
دل ویرانه خویشش مکان ساخت
به کار کوه کندن باز سر کرد
چو دل آن کوه را زیر و زبر کرد
چو فرسودی تنش از زخم بازو
بر آن صورت زنو بگذاشتی رو
۱۷۰۰. از آن نظّاره چون نیرو گرفتی
ره پرخاش آن بارو گرفتی
در آوردی تزلزل در تن سنگ
ز بازوی فراخ و خاطر تنگ
ز خون دل که پالودی به مژگان
نمودی بیستون کوه بدخشان
ز بانگ نالهاش چون یار دمساز
درون بیستون با او هم آواز
ز آب دیده چون ابر بهاری
نموده چشمهها در کوه جاری
۱۷۰۵. تنش صد پاره از بسیاری ریش
مرقّع گشته همچون دلق درویش
ز سوز سینۀ زارش دل تنگ
کباب آسا شده چسپیده بر سنگ
ندیم مجلس او باد شبگیر
چراغ محفل او چشم نخجیر
به گِردش دام و دَد صف بسته جوقی
به گردن هر یکش از مهر طوقی
به پیرامون او گردیده انبوه
غزالان بیابان وحشی کوه
۱۷۱۰. یکی گَرد رهش از دیدهی رُفتی
یکی در پیش او از لابه خفتی
......