منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت نود و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 9️⃣2️⃣
*ابیات 1791 الی 1810
از آن یاقوت گون جام از میِ ناب
بدادی هر نفس یاقوت را آب
خرامنده به زیر ران تَذَروی
به بالای تَذَروی شاخ سروی
تنش بیتابی از سیماب جُسته
ز زینش سیم دست افشار رُسته
ز سرمستی به کوه بیستون شد
گذار حسن در کوی جنون شد
۱۷۹۵. چو چشم کوهکن افتاد از دور
که تابان شد ز وادی لَمعهٔ نور
چو پیدا شد ز دور آن سرو قامت
هویدا گشت غوغای قیامت
به سوی بیستون آمد چو سرمست
عنان بارهاش بیرون شد از دست
فتاد از دور ناگه چشم فرهاد
به رخسار چو ماه آن پری زاد
ز جام وصل جانان گشت سرمست
ز مستی اوفتادش تیشه از دست
۱۸۰۰. چو آمد تا به پا پوید ره یار
ز پا سر را ندانست آن گرفتار
فرو غلطید از بالای آن کوه
چو سنگ از جنبشِ سیلابِ انبوه
چو آید ناگهان سیل خطرناک
سکون بیرون برد از دست خاشاک
چو پیل آید به سوی مور مهمان
شود ناچار او را خانه ویران
چو غلطان شد زبام کوه چون گوی
نهاد اندر سم گلگون سر و روی
۱۸۰۵. به خویش آمد سم گلگون به لب سود
به رخ اشکش روان بر رسم معهود
سم گلرنگ را دادی به لب بوس
سرودی هر نفس از روی افسوس:
که ای فرخنده پی چون رنجه گشتی
به بالین غریبان بر گذشتی
تو ای صَرصَر نهاد باد رفتار
چنان کردی گذر بر طرف گلزار
نقاب از چهرهٔ گل چون گشودی
عنان کی از کف شیرین ربودی
۱۸۱۰. چو یارا نیست کِش گیرم در آغوش
برم در بیستونش بر سرِ دوش
.