منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت نود و هفتم
«
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 9️⃣7️⃣
*ابیات 1891 الی 1910
در آخر گشت از خسرو عنان تاب
گریزان جانب چین شد چو سیلاب
چو بر بدخواه شد پرویز فیروز
به تخت ملک شد در بهترین روز
مسلّم گشت او را پادشاهی
ز ماه افراخت رایت تا به ماهی
بر اورنگ جهانداری برآمد
جهان را عهد بَد عهدی سر آمد
۱۸۹۵. ز نو زد تکیه بر تخت کیانی
علَم شد رایت گیتی ستانی
درآمد بر فراز تختِ جمشید
چو بر اورنگ مینا جرم خورشید
چو از بد خواه خالی ماند اورنگ
به بزم عیش رفت از عرصه جنگ
به تخت حکمرانی یافت آرام
به کام دل فتادش ملک ایّام
به کاخ خسروی بستند آیین
کز او در رشک شد بتخانه چین
۱۹۰۰. ز یک جانب نکیسا چنگ می زد
زیکسو باربَد آهنگ میزد
شراب لعل و جام خسروانه
گرفته غم ز آن محفل کرانه
به طنّازی بتان سرو رفتار
به رقّاصی پریرویان فَرخار
سرود مطربان از هر کناری
فرحبخش روان غمگساری
به جام باده ساقی دست برده
عنان غم سوی صحرا سپرده
۱۹۰۵. به تخت خسروی بنشسته خسرو
ز ساقی جست هر دم ساغری نو
ز ساقی هر نفس میخواست جامی
ز لعل دلبران میجُست کامی
چو مستی در نهاد او اثر کرد
غم شیرین دلش را پر شرر کرد
ز بیم مریم و از شرم قیصر
لب از گفتار شیرین بست یکسر
نه تاب دوری دلدار بودش
نه یارای سخن از یار بودش
۱۹۱۰. عجب حالی است دور از یار بودن
صبوری کردن و ناچار بودن
.