# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 9️⃣8️⃣
*ابیات 1911 الی 1930


به دل در آتش سوزان نشستن
عیان بر آتشِ دل پرده بستن

چو در دل یادی از آن ماه کردی
ز شادی دست و دل کوتاه کردی

شه و درویش چون در عشق کوشند
شراب عشق را یکسان بنوشند

چو شه را شور عشق افزوده گردد
ز بانگ نای و نی آسوده گردد

۱۹۱۵. گهی از دست ساقی جام گیرد
گه از خوبان نبید خام گیرد

گهی دل را کند مشغول کاری
به صحن باغ و طرف جویباری

گهی در کوه و هامون اسب تازد
به میدان گه ز چوگان گوی بازد

چو گیرد عشق جا در کوی درویش
دلش را سازد از خار جفا ریش

نه همرازش به جز آه شبانگاه
نه دمسازش بجز اشک درون کاه

۱۹۲۰. غم او را مطرب و نی سینهٔ زار
میَش خون دل و هجرش پرستار

از این ره پاره گردد پردهٔ راز
نوای عشقشان پیچد به هر ساز

به کوی عشق بازی در زمانه
به رسوایی شوند آخر نشانه

صَلای عشقشان گردد جهان گیر
شوند افسانهٔ این عالم پیر

چو پرویز از عنایات الهی
برآمد بر فراز تخت شاهی

۱۹۲۵. ز شاهی گرچه بودش خاطری شاد
نبُودش از غم شیرین دل آزاد

رقیبان کرده از هر سو روانه
که یابد کار شیرین را نشانه

به جاسوسان ره پیما ز هر سو
به پرسیدن سپرده راه مشکو

که چون می‌ریختی شیرین به ساغر
نکرده لب هنوز از جامِ می‌ تر

چو بر لب ساغر گلگون نهادی
سخن در محفل خسرو فتادی

۱۹۳۰. چو لب بهر تبسّم بر گشودی
هنوزش غنچهٔ لب بسته بودی

🌏 WWW.DELVAJE.ir