# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 9️⃣9️⃣
*ابیات 1931 الی 1950


به بزم خسرو این گل برشکفتی
حدیث از گُلبُن این راز گفتی

نماند عشق و مستی را نهان ساز
گر از آهن کنندش پردهٔ راز

رقیبان قصهٔ فرهاد مسکین
وزان شیدا شدن بر روی شیرین

زکوه بیستون و تیشهٔ تیز
فرو گفتند یک سر پیش پرویز

۱۹۳۵. که اکنون آن هوسناک جهانگرد
کند در بیستون با تیشه ناورد

شکسته کوه را از سعی بازو
ز ضرب تیشه یک سر پشت و پهلو

به یاد روی شیرین سنگ خاره
کند از تیشه هر دم پاره پاره

شده از نیروی آن آهنین چنگ
مزیّن قصری و ایوانی از سنگ

چو رفت این ماجرا در گوش پرویز
برآمد از درونش آتش تیز

۱۹۴۰. چو خورد آن باد ناخوش بر چراغش
به جوش آمد ز تاب دل دماغش

که در بزمى که خسرو برنهد تخت
چرا بی‌مایه ای در وی کشد رخت

در آن وادی که ریزد شیر چنگال
چسان موری در آنجا برکشد بال

وز آن سنگی که بر کنده است کارش
از آن سنگ افکنم لوح مزارش

در این گلشن که را یارای کام است
به هر کس عیش این بستان حرام است

۱۹۴۵. غرور پادشاهی چون به سر داشت
هلاک کوهکن را در نظر داشت

ز غیرت از دلش سر زد شراره
به دل در کشتنش کرد استشاره

به سرهنگان بگفتا تا بپویند
به خون بی گناهش دست شویند

فرود آمد چو از خشم جگر خای
هلاکش را ندید از عدل خود رای

ز موبد جُست در این کار تدبیر
به خسرو گفت دانا مُوبد پیر

۱۹۵۰. که بی موجب به خون بی گناهان
نیالایند دامن پادشاهان


........