# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣0️⃣0️⃣
*ابیات 1951 الی 1970

یکی باشد ز رسم معدلت دور
دگر گردد به دهر این قصّه مشهور

به کاری داردش خسرو گرفتار
که بازد سر پی سودای این کار

ز سعی خود رسد بر سر هلاکش
نیارد کس نشان جستن ز خاکش

پسندید این سخن را طبع خسرو
ببست اندیشه را پیرایهٔ نو

۱۹۵۵. بگفت آنگه به سرهنگان درگاه
که حاضر آورندش پیش خرگاه

به فرمانش وشاقان قوی چنگ
به سوی بیستون کردند آهنگ

بدیدندش به صد سختی گرفتار
به گِرد کوه سرگردان چو پرگار

ز آهن تیشه‌ای بگرفته در چنگ
فرو ریزد ز کوه بیستون سنگ

ستون بیستون را کنده از جای
به نیروی دو بازوی توانای

۱۹۶۰. تنش فرسوده از بسیاری ریش
خراشیده به ناخن سینهٔ خویش

ز آه سینهٔ آن محنت آلود
فرو پیچد بر چرخ کهن دود

۱۹۶۵. برون جستی چو از کامش شراره
شدی تفتیده از وی سنگ خاره

تن صد پاره‌اش از عافیت دور
چو خورشیدش فروزان پیکر عور

ز مژگانش روان گردید خوناب
به گرد بیستون مانند سیلاب

۱۹۶۵. پی گفتن اگر لب برگشودی
به جز یاد لب شیرین نبودی

سرودی هر دم از نو ساز کردی
به اوج بیخودی پرواز کردی

چو دیدندش چنان با جسم مجروح
شکسته قالبی مهجور از روح

بدادندش ز دلجویی سلامی
نهادندش به راه از مهر دامی

بگفتندش که ای فرزانه استاد
تو را پرویز خوانده با دلی شاد

۱۹۷۰. چو از کار تواش آشفته شد دل
همی خواهد کند کام تو حاصل


.......