منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و چهارم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣0️⃣4️⃣
*ابیات 2031 الی 2050
فلک در هر نوردی بی مدار است
به نومیدیِّ من بر یک قرار است
ز هر سو بسته بر من راه تدبیر
به گردن طوق و اندر پای نخجیر
نه دستی تا زنم از غُصّه بر سر
نه پایی تا نهم ز اندیشه بر در
اگر بر سر رسد از غم هلاکم
کسی نَبوَد که بسپارد به خاکم
۲۰۳۵. چو از دل نالهٔ چندی سرودی
به قصد بیستون بازو گشودی
چو کردی تیشه را بر سنگ گستاخ
نمودی کوه را سوراخ سوراخ
چو از آن کوه سنگی بردریدی
بر آن آواز آهنگی کشیدی
چو شام از چرخ گردون رخ نمودی
دلش را تیرگی از نو فزودی
ز کوه بیستون چون باد شبگیر
برفتی تا کنار جدول شیر
۲۰۴۰. به جوی شیر شیرین لب نهادی
روان را قوّتی از شیر دادی
از آن پس بر گرفتی راه کهسار
شکستی کوه را بر یاد دلدار
بدین هنجار روز و شب نمیخفت
به ضرب تیشه سنگ خاره میسُفت
چو چندی بر سرش بگذشت دوران
به سستی در رسید آن سخت بنیان
خبر دادند خسرو را که فرهاد
اساس کوه را برکند بنیاد
۲۰۴۵. اگر بگذاردش دهر ستمکار
برون آرد ره از دامان کُهسار
دل پرویز از آن سودا برآشفت
به دانایان سخن زین ماجرا گفت
بگفتند این هنر از شور عشق است
قوی سرپنجهاش از زور عشق است
بباید چارهایی کردن بناچار
که چندی دور ماند دستش از کار
گزیدند از جهان ناپاک مردی
به عالم هرزه کار و هرزه گردی
۲۵۰. ز دم سردی چو ایّام زمستان
فسردی از دَمَش گل در گلستان
......