# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣0️⃣8️⃣
ابیات 2110 الی 2130


۲۱۱۰.تن سیمینش از پالایش خون
ز زخم کینه کن چون لاله گلگون

که از نالیدنش در وقت آزار
بیاساید مرا یکدم دل زار

از آن خون کز غمش خوردم بناکام
ز خون گلگون کنش همچون گُل اندام

چو از فرمودهٔ آن ماه پاره
ٌ نبودش از اطاعت هیچ چاره

بُدش ز آزار یوسف دست و دل سست
ز فرمان زلیخا چاره می جست

۲۱۱۵.شرار افتادش اندر جسم خاکی
سخن پرداز شد با شرمناکی

به یوسف گفت ای دیباچۀ نور
بود مامور در هر کار معذور

زلیخا داده فرمان بی بهانه
که فرسایم تنت از تازیانه

نخواهم نازک اندامت شود ریش
ولی ترسم زحکمش بر تن خویش

بباید چاره ای کردن نهانی
که آساییم از این حکمرانی

۲۱۲۰. فرو کوبم چو من ضربت به دیوار
تو نیز از دل بر آور ناله زار

چو بانگ نالۀ زارت کند گوش
نشیند دیگ خشم و قهرش از جوش

گرفت آنگاه در کف تازیانه
تن دیوار می بودش نشانه

زهر زخمی که بر دیوار می زد
فغان یوسف بدان هنجار میزد

چوسر کردی خروشی از دل تنگ
زلیخا را شدی دل سخت چون سنگ

۲۱۲۵. دگر ره با دلی چون سنگ خاره
نمودی بهر آزارش اشاره

چو سرهنگ اندر آن گفتار خامش
بدید آنگونه سعی و اهتمامش

به دل گفت از پس صد گونه آزار
زلیخا گر شود آگه از این کار

نبیند چون در اندامش نشانه
علامت بعد چندین تازیانه

ز دل سختی چو عارض برفروزد
زخشم خود وجودم را بسوزد




........