# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣1️⃣2️⃣
ابیات 2190 الی2210


۲۱۹۰ ندارد خون بها این کشته دیگر
که بگذارد سری در پای دلبر

نظر چون سوی آن مسکین گشودی
زلعل شکّرین خواندی سرودی :

که ای سر داده در پیمان شیرین
فدای جان پاکت جان شیرین

بسا سختی که اندر عشق بردی
زباغ وصل شیرین بر نخوردی

تو را در سنگ فرسودن گرفتم
از آن خونِ تو در گردن گرفتم

۲۱۹۵.روان از دیده آب گرم دارم
ز جسم بی روانت شرم دارم

نه از نظّاره ات مهجور گشتم
که در عاشق کُشی مشهور گشتم

به هر سنگی که از نیرو شکستی
برای دخمهٔ خود بار بستی

نبینم چون تو در عالم وفادار
که جان دادی به حسرت از غم یار

پس از رسم و قرار سوگواری
به آیینی که باشد شرط یاری

۲۲۰۰. زآب دیدگان شستند پاکش
سپردند از سر حسرت به خاکش

چو راه از سنگ سوی خاک پیمود
روانش از غم دوران بر آسود

نمانَد در جهان برپا بنایی
مگر نامی ز مرد باوفایی

ز کوه بیستون هر کس کند یاد
برد بر لب حدیث از کار فرهاد

خوشا بر حال آن یار وفادار
که جان بسپرد اندر راه دلدار


۲۲۰۵.وگر نه هر چه در این آب و خاکند
همه آمــــادهٔ راه هلاکند

نوای باوفایان خوش نوایی است
به کوی عاشقی نیکو درایی است

خبر دادند خسرو را که فرهاد
به یاد روی شیرین جان و سر داد

چو غوغای رقیب از راه شد دور
شبی سرکرد صحبت شه به شاپور

که نتوانم نمودن صبر چندین
دلم شوریده شد از یاد شیرین







........