منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و پانزدهم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣1️⃣5️⃣
ابیات 2250 الی 2270
۲۲۵۰. سخن گاه از غم هجران سراییم
گهی در وصل با هم خوش برآییم
گه از مطرب نوای نی نیوشیم
گه از یاری به کار باده کوشیم
مباش ایمن که دوران در شتاب است
امید جاودان نقش بر آب است
شتاب عمر بنگر در گذرگاه
به عشرت کوش و هر دم کام دل خواه
چو شه را دید شاپور این چنین زار
سوی مشکوی شیرین راند رهوار
۲۲۵۵.چوآمد بر درِ مشکوی شیرین
اجازت خواست از آن لعبت چین
اشارت کرد تا در برگشادند
به پیش تخت شیرین بار دادند
دل شیرین شد از اندیشه رنجور
که بیگه از چه ره پیمود شاپور
زمین بوسید شاپور فسون ساز
کشید از چهر معنی پردهٔ راز
پیام شاه را در پرده سازی
به شیرین باز گفت از دلنوازی
۲۲۶۰. که خسرو را ز هجران دل بود ریش
اگر رحمت کنی بر خستهٔ خویش
نظر بر بیدلان کردن ثواب است
علاج کار هر لب تشنه آب است
علاج این دل بیمار او کن
زرحمت چاره ای در کار او کن
خدا داند به هشیاری و مستی
نبینی همچو او شیرین پرستی
چو بیند مصلحت شوخ شکر بار
به خسرو برگشـاید راه دیدار
۲۲۶۵.که از دیدار میمونت چو لیلی
چو مجنون خاطرش يابد تسلی
شنید این نکته چون شیرین مهوَش
شد از تندی فروزان همچو آتش
که ای فرزانه استاد فسونگر
چه افسون داری اندر پرده دیگر
چو بردی از فریب اوّل زراهم
جدا کردی زملک و جایگاهم
سزایم این که در این منزل تنگ
کنم ماوا چو لعل اندر دل سنگ
.....