منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و شانزدهم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣1️⃣6️⃣
ابیات 2270 الی 2290
۲۲۷۰.بود او را مکان در تخت شاهی
به زیر حکمش از مه تا به ماهی
به بزم خسروی بنشسته دلشاد
ز چهر مهوشانش محفل آباد
نیاساید دمی بی مطرب و می
بود سر خوش ز جام و نالهٔ نی
از آن روزی که او از ساحت روم
قدم بنهاد در این مرز و این بوم
نکرد از هستی شیرین دمی یاد
نکرد از حرفی این دلخسته را شاد
۲۲۷۵. نه پیکی حلقه بر در آشنا کرد
نه پیغامی به شیرین از وفا کرد
نه بر یادم شبی نوشید جامی
نه وقتی داد از یاری پیامی
نه از درد دلم روزی خبر جُست
نه احوال من از باد سحر جُست
نه از یادی به لب آورد نامم
نه پرسید از فغان صبح و شامم
در این ویرانه ام با جسم رنجور
نبودی همزبانی غیر شاپور
۲۲۸۰.وی اندر عیش و شادی گام زن بود
غم و حرمان نصیب کوهکن بود
تو را باید که باشد اینقدر هوش
که شیرین را بوَد صد نیش در نوش
گر او را دیو مستی برده از راه
که خواهد پویدش شیرین به درگاه
تو را آخر ز راه هوشمندی
چه شد کاین دام در راهم فکندی
نه من آن شاهدم کز بینوایی
روم چون شاهدان هر شب به جایی
۲۲۸۵. نه آن رندم که از بی آبرویی
به دستانی روم هر دم به کویی
نیم آن گل که تا سرزد ز گلزار
برندش شاهدان در کوی و بازار
نیم آن می که هر مستم کند نوش
نه آن مستم که گیرندم به هر دوش
نه خورشیدم که از رخسار روشن
بتابم بر سر هر بام و روزن
گر او خواب است رو بیداریش ده
اگر مست جنون هشیاریش ده