# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣1️⃣8️⃣
ابیات 2310الی 2330


۲۳۱۰. نوایی زن که بگشاید دل تنگ
طرب يابد روان از نغمهٔ چنگ

ره عشاق زن در پردهٔ ساز
که از شورش کنم هر دم به شه ناز

بود با طبع شاهان ناز تَوأم
ز فرط بی نیازی ها به عالم

چو خسرو دید کان طنّاز مهوَش
بود در عشقبازی تند و سرکش

نبودش جز صبوری چارهٔ کار
دلش رنجید از نامهربان یار

۲۳۱۵.علاج غم ز جام باده می کرد
به جام لعل گون بیجاده می کرد

غمی بودش نهان در پردهٔ دل
به حکمت از مَیَش می کرد زایل

دمی بی ساقی و مطرب نبودی
غم دل از می گلگون زدودی

به تلخی هجر شیرین نوش می کرد
شرار دل ز می خاموش می کرد

سرود باربد چنگ نکیسا
برون می بردش از سر شور و سودا

۲۳۲۰. ز سوزش هر چه دل می گشت بی تاب
بر آتش ریختی از تاب می آب

چو بودش پادشاهی با جوانی
نکردی جز نشاط و کامرانی

چو چندی کرد مَستوری از آن غم
سر آمد روزگار عمر مریم

شه از هجرش سیه پوشید در بر
به هجرش دیده کرد از خونِ دلْ تر

پی خشنودی قیصر در آن غم
نکردی جای جز در بزم ماتم

۲۳۲۵. چو بزم ماتم مریم سرآمد
ز رخت سوگواری شه در آمد

چنین گویند شیرین از سر قهر
ز رشک آمیخت در جام میش زهر

ولی دور است این از کار شیرین
نباشد کار بد، کردار شیرین

ز شیرین این چنین کاری بود دور
شود شوریده دل از شربت شور

چو مریم رفت از این کاخ غم انگیز
به چندی شد غمش از یاد پرویز


........