# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣1️⃣9️⃣
ابیات 2330 الی 2350


۲۳۳۰. بلی بیچاره آن کو کز جهان رفت
خیالش چون وصالش از میان رفت

هر آن کس جا کند در حجلهٔ گِل
رود بیرون به زودی یادش از دل

چو شد محو از دل پرویز آن غم
نوردیدند در هم بزم ماتم

به سوی بزم عشرت جُست آرام
به کار آمد سخن از مطرب و جام

سرود مطربان از هر کناری
کشیده بهر دفع غم حصاری

۲۳۳۵. ز نوشانوش مستان بزم پر شور
شده محفل بهشت و ساقیان حور

به دست ساقیان نازک اندام
چو غِلمان ز آب کوثر باده در جام

نوای چنگ و رود و سوزش عود
جهان را کرده غم یکباره بدرود

زدی مطرب چو ناخن بر دل تار
ز آهنگش گرفتی رقصْ دیوار

چو خسرو شد ز جام باده گلرنگ
به مطرب گفت برزن نغمۀ چنگ

۲۳۴۰.حکایت سر کن از هر داستانی
زهر گلرخ زهر شیرین زبانی

ز خوبان هر که در عالم شنیدی
زبت رویان به هر شهری که دیدی

به بانگ "چنگ و رودْ آن دلْستان را
ستایش گیر و گویا کن زبان را

ز روم و چین از خوبان قصّه سر کن
زهر سیمین بدن دل را خبر کن

ز بی یاری ندارد چونکه دل تاب
توان با هم نفس رَستن ز غرقاب

۲۳۴۵. به تنهایی دل از غم کی گشاید
که جز با همزبان صحبت نشاید

مغنـّی بر نوای عاشقانه
بر آورد از دل بربط ترانه

که ای شادی ز دیدارت جهان را
چنان کز گُل طراوت بوستان را

سرت سبز و رخت سرخ و دلت شاد
جهان از پرتو بخت تو آباد

مدامت ساغر عشرت لبالب
ترا فرخنده روز و خرّمت شب




..........