منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و بیستم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣2️⃣0️⃣
2350 الی 2370
۲۳۵۰.فلک در زیر فرمانت چو گویی
بهشت از خلق دلجوی تو بویی
نشان جستم ز گلرویان آفاق
خبر بگرفتم از خوبان ز عشّاق
به دستانی که بشنیدم به دوران
شکر نامی است در ملک صفاهان
چنین گویند سیّاحان هر شهر
چو او لُعبت نزاده مادر دهر
نهفته جوهر جان در دو مرجان
ز مژگان رخنه ها افکنده در جان
۲۳۵۵.زنخدانش ز سیب افکنده رونق
چو بر گُلبُـن نهان آب معلّـق
دو گیسویش به گِرد لعلِ خندان
بود ظلمات و در وی آبِ حیوان
پریشان طـرّه اش چون شام دیجور
بیاض عارضش آیینهٔ حور
نهاده بر سرش از مشک افسـر
شکسته رونق از بازار عنبر
ز سحر نرگس مستش به گلزار
عصا دارد به کف نرگس چو بیمار
۲۳۶۰. به هر گلشن که او رخ بر فروزد
دل نسرین چو برگ لاله سوزد
به هر بستان که سازد جلوه بنیاد
شود خَم چون کمان بالای شمشاد
ز شرم عارضش در ملکِ هستی
شده منسوخ رسم بت پرستی
دو مشکین طـرّه اش آشوب چین است
که در هر تار او صد تاب و چین است
به رفتن کبک و اندر جلوه طاوس
مه گردون ز رویش در زمین بوس
۲۳۶۵. سزد او را که باشد یار خسرو
کز او اورنگ گیرد زیوری نو
چو تلخ از شهد شیرین بود کامش
شد از شور شکر لبرز جامش
بگفت ار شربت شیرین شد از دست
ز شیرینی نشانی در شکر هست
اگر شد رنجه از من طبع شیرین
به شیرینی شکر را هست آیین
از این افسانه گویی رفت در خواب
ز سودای شکر گردیده بی تاب
...........