منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و بیست و سوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣2️⃣3️⃣
ابیات 2410 الی 2430
۲۴۱۰. به هر کاری گمارد خاطر خویش
مرادش بی تَعَب آید فرا پیش
نشان کوی آن طنـّاز پرسید
ز حالش از بزرگان باز پرسید
بگفتندش که آن ماهِ دو هفته
گُلی باشد ز گلشن ناشکفته
نه سرمای دیش داده گزندی
نه رنگی دیده زآه دردمندی
به برگش عندلیبی پا نسوده
نه گلچینی بر او دستی گشوده
۲۴۱۵. به سان غنچه مستوری گزیده
نه چون گل پردۀ عصمت دریده
حدیثی از لب آن لعل میگون
نرفته همچو می از شیشه بیرون
نهفته سنبلش در زیر معجر
نهان چون در درون طبله عنبر
نقاب افکنده بر هر تار گیسو
چو پنهان نافهای در ناف آهو
فكنده صد گره زلف دوتا را
که نَبـوَد ره در او باد صبا را
۲۴۲۰. لب لعلش که یاقوت روان است
ز تاریکی مویش بی نشان است
به رویش کس ندارد رخصت دید
که نتوان دیدن اندر روی خورشید
قدش سروی به باغ حُسن رسته
ولی در بر تماشایی ببسته
به خوبی نام او در دهر گویا
ولی پنهان وجود او چو عنقا
به جز نامی از او نشنیده گوشی
نه غیر از نام او کس دیده نوشی
۲۴۲۵.لب خسرو چو میل آن رطب داشت
ز نزدیکان خود او را طلب داشت
برای جستجویش محرمی خاص
در آمد چون پی دُردانه غّواص
نشان از کوی آن مه پاره پرسید
علاج كار و راه چاره پرسید
به خسرو داد آگاهی از آن کار
نشان مست داد از کوی خمّار
به بلبل داد آگاهی ز گلشن
سراغ تشنه داد از آب روشن
........