منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و بیست و ششم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣2️⃣6️⃣
2470 الی 2490
۲۴۷۰.دل از طعم شکر کی میزند جوش
ولی نام لب شیرین برد هوش
تن از طعم شکر گیرد تب و تاب
ولی دستان شیرین آورد خواب
بر آید جان شیرین چون ز پیکر
چه سود افشاندن اندر کامْ شکّر
شکر را در بها سیم است کابین
بهای لعل شیرین جان شیرین
چو شد از شهد شکّر جام پرویز
ز صفرا تلخ همچون کام پرویز
۲۴۷۵.نه چندان شور شیرین داشت برسر
که آساید دلش از وصل شّکر
ز ناز پادشاهی جُست دوری
که از شیرین کند چندی صبوری
مگر از بی نیازی رام گردد
ز خوی توسنی آرام گردد
ولی چون بود دل را بی قراری
نبودش صبر و طاقت اختیاری
تنش جایی دلش جای دگر بود
کجا در فکر او یاد شکر بود
۲۴۸۰. از این کارش پشیمانی فزون شد
دلش از هجرِ شیرین بحرِ خون شد
شنیدم بلبلی شیدا به گلزار
چو دید از عشق گل صدخواری از خار
به دل گفت اندرین صحن گلستان
عروسانند از هر سو فراوان
به هر شاخی نگار دلربایی است
ز گُل هر گوشه شوخ با وفایی است
چرا بندم به گُل پیمان یاری
که در عشقش نبینم غیر خواری
۲۴۸۵.ز گُلبن شد روان بر شاخ سروی
طفیلی وار پهلوی تَـذَروی
چو آمد تا گشاید دفتر راز
به رسم عاشقان گردد نواسـاز
ز حیرت زد به لب مُهر خموشی
خجل گردید از آن بیهوده کوشی
که دورم از گُل و از رنگ و بویش
کجا یابم نشان از صبح رویش
ز روی گُل شود بزمم منوّر
چه بندم دل در این اندام بـی ســر
🌐 WWW.DELVAJE.ir