منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و بیست و هشتم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣2️⃣8️⃣
ابیات 2510 الی 2530
۲۵۱۰. متاعی نیست خوبان را به جز ناز
بود با ناز خوبان عشق دمساز
کنم از جان شیرین گر کناره
ز وصل روی شیرین نیست چاره
ز عشقش رو نتابم ای پُر افسون
اگر گردی ز جورش لُـجـّهٔ خون
در آمد در مداین موکب شاه
چو بر اورنگ گردون طلعت ماه
ز بازار شکر چون روی برگاشت
به کوی وصل شیرین راه بر داشت
۲۵۱۵.سمندر ز آتش ار گیرد کرانه
شرارش بر کشد از دل زبانه
اگر دوری گزیند ماهی از آب
شود غلطان به خاک از جسم بی تاب
یکی را عشق در آتش کشاند
یکی را میل در دریا رساند
نهان عشق است در هر خار و سنگی
نماید جلوه در هر جا به رنگی
به جولانگاه عشق سخت بنیان
شه و درویش سوزانند یکسان
۲۵۲۰. چنان کز عاشقی پروانه سوزد
نظر کن شمع چون مستانه سوزد
نماید عشق هر دم جلوۀ نو
گهی فرهاد خواهد گاه خسرو
نیفتد عشق را رونق ز بازار
متاع عشق نَبـْود بی خریدار
چو خسرو جُست رسم بی وفایی
برید از کوی شیرین آشنایی
به تلخی چون ز شیرین روی بر تافت
سوی بازار شکّر تنــــد بشتافت
۲۵۲۵.از آن پیمان گسل یار جفاکار
روان شد سیل خونابش به رخسار
فتادش غنچهٔ لب از تبسّم
شدش سرچشمهٔ آب خَضِر گم
دو رنگین نرگسش شد همچو لاله
زبس خوردی ز خون دل نواله
دو مشکین طـرّۀ آن ماهِ تابان
گرفته خوی دل های پریشان
ز گلبرگ ترش خیری شکفته
به شهدش تلخی حنظل نهفته
........