# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣5️⃣1️⃣
ابیات 2970 الی2990


۲۹۷۰.دگر ره گفت شوخ سرو قامت
که شه را باد دوران تا قیامت

سر شیران گرفتار کمندش
رمان پیل از کمند دیو بندش

شکار او همه خصم بد اندیش
نگاه او همه بر حال درویش

به هر کاری گذارد پای امید
از آن امّید یابد کام جاوید

چو خسرو بر سر ناز و عتاب است
به جور مستمندان در شتاب است

۲۹۷۵.ز بی آبی چو ماند تشنه بی تاب
بیاید اندک اندک دادنش آب

چو آب از تشنگی یک باره نوشد
در انجام هلاک خویش کوشد

چو گرمی جا کند در طبع محرور
به نرمی از تنش گرمی شود دور

چوریزی آب بی پروا در آتش
شود ریزنده را خاطر مشوّش

پی هر درد بنهاده دوایی
به هر مشکل بود مشکل گشایی

۲۹۸۰.به هر کاری شتاب آرد در او مرد
رخ او از پشیمانی شود زرد

نباشد وصل شیرین سهل و آسان
که از عشقش فلک گردد هراسان

چو هجر روی شیرین جان فزاید
چسان وصلش به آسانی بر آید

به تاج خسرو [و] تخت بلندش
به بخت خرّم و سُمِ سمندش

به جولانگاه شبدیز خیالش
به شکّر زار بستان وصالش

۲۹۸۵. به بی سامانی عهد و وفایش
به بی پایانی جور و جفایش

به طبع خود ستای بیمدارش
به خوی دلپسند بی قرارش

به پیچ و تاب زلف عنبرینش
به آب و رنگ روی نازنینش

به موران خطش بر دور رخسار
به خال هندویش گره نمکزار

به موزونی سرو خوش خرامش
به طرّاری جعد مشکفامش






...........