منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و پنجاه و چهارم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣5️⃣4️⃣
ابیات 3030 الی 3050
۳۰۳۰.کنار چشمه اش دیدم ز آغاز
به غفلت ز او گرفتم راه پـرواز
بسا سختی که در هجران کشیدم
بسا تلخی ز درد هجر دیدم
کنون دلبر ز من آزرده دل رفت
چو جان از جسم یار دل گسل رفت
دگر ره طاقت هجران ندارم
صبوری در غم جانان ندارم
نباشد عشق و مستوری به هم یار
نهفتن کی توان آتش به دستار
۳۰۳۵.ز نام و ننگ اگر پوشم حجابی
نیفتد از رخ معنـی نقــابی
حجاب عاشقان رسم قدیم است
چو آواز دهل زیر گلیم است
نیفتد تا به رسوایی سر و کار
کجا حاصل شود دیدار دلدار
بس آنگه با دل شوریده برخاست
به تن همچون غلامان جامه آراست
طلب فرمود گلگون سبک پی
چو سرو ناز بنشست از برِ وی
۳۰۴۰.روان گردید سوی کاخ پرویز
دلی شوریده و رویی عرق ریز
خبر پرسان در آمد تا درِ کاخ
در آمد در درون کاخ گستاخ
فضا را آمدش در پیش شاپور
نبودش این گمان از شوخ پر شور
شناسا کرد خود را آن شکر خند
ز دمسازی به شاپور هنرمند
صنم را داشت از نیرنگ بر جای
به سوی بزم خسرو شد سبک پای
۳۰۴۵.به بلبل مژده ای از گلستان داد
نشان تشنه از آب روان داد
خوش آن دولت که ناگه از در آید
دلارام از درِ مجلـس در آیـد
خوش آن بختی که یابد روشنایی
به پایان آیـد ایـام جدایــی
خوش آن هجری که پایانش وصال است
خوش آن وصلی که ایمن از زوال است
چو خسرو بخت را دید این چنین رام
که آمـد ناگهـان از در دلارام
.