منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و پنجاه و پنجم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣5️⃣5️⃣
ابیات 3050 الی 3070
۳۰۵۰. دلش از وجد آمد در طپیدن
چنان کز شوق بود اندر پریدن
ز تخت خسروی برخاست بی تاب
دلش از ذوق لرزان همچو سیماب
دوید از بی خودی بیرون ز خرگاه
خرامان شد به استقبال آن ماه
نثار افشان شده در پای دلبر
گهی دل در رهش می داد گه سر
در آمد از در آن تُرک قبا پوش
کلاه از سرْ طراز افکند از دوش
۳۰۵۵.ز بهر بوسه دست شه به لب سود
کف پرویز از آن شد گوهر آمود
ز رویش یافت بزم آرایش نو
فروزان شد ز نورش کاخ خسرو
نشست آن مَه فراز تخت جمشید
بر اورنگ حمل زد تکیه خورشید
سراسر کاخ خسرو گشت پر نور
چو گلزار جنان از جلوۀ حور
عبیر آمیز شد محفل زبویش
منور گشت بزم از نور رویش
۳۰۶۰. برآمد بر فراز کرسیِ زر
چوبر اوج فلک خورشید خاور
چوشه معشوقه را در دام خود دید
همه ایّـام را در کام خود دید
ز نو آرایش خرگاه دادند
زگُل آیــین بـــه بـــم شــاه دادند
زهر سو از فروغ شمع کافور
شده تاریکی شب از جهان دور
به هر محفل که شیرین رخ فروزد
تن سیمین تنان چون شمع سوزد
۳۰۶۵.ز عکس باده روشن شد شبستان
شکفته لاله ها چون صحن بستان
نوایی راست شد از هر کرانه
زآواز دف و چنگ و چغانه
زدی چون باربد انگشت بر تار
گرفتی رقص و حالت نقش دیوار
نکیسا چنگ را چون ساز کردی
چو مرغ از سر خرد پرواز کردی
گرفته ساقیان ماه رخسار
به کف خورشید وش جام گهربار
نه دل از تاب مَی می رفت از دست
که بود از وجد یکسر بام و در مست
.............