# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣5️⃣7️⃣
ابیات 3090 الی 3110


۳۰۹۰.نگویم همچو یاقوت روان بود
که در کامش به از داروی جان بود

چو شه زد بوسه بر آن لعل رنگین
شکنج افتاد در ابروی شیرین

ز روی شرم شبنم بر ورق ریخت
به گلبرگِ تر از گرمی عرق ریخت

به حیرت ماند شه زین کار وارون
که شد رخسار شیرین چون دگرگون

به ایما گفت شاپورش که شیرین
نگردد جفت شه الّا به کابین

۳۰۹۵.چو بیند از شه این دستان مستی
شود آشفته از عصمت پرستی

شکیبایی کند گر شه به کارش
درآید در کنار آخر نگارش

شه از سودای مستی سر بر آورد
زبان عذر پیش دلبر آورد

که امشب در هوای روی شیرین
زکف ننهاد باید جام رنگین

یک امشب با وی اندر بزم شادی
شوم آسوده دور از نامرادی

۳۱۰۰. به یاد لعل شیرین می گساریم
عنان دل سوی عشرت گذاریم

سحر گه رو کند شیرین به مشکو
گزیند همچو حوران جا به مینو

چو مهر آید به تخت آبنوسی
مهّیا گرددش بزم عروسی

به آیینی که شاهان را بود کیش
فرستم مُوبدش بهر طلب پیش

بساط خسروی بدهند تزیین
به کوی و بام بر بندند آیین

۳۱۰۵. شدند آن شب سوی عشرت گرایان
چنین تا آمد آن مجلس به پایان

اجازت خواست از پرویز شیرین
سوی مشکو در آمد لُعبتِ چین

پی تنهاییش شاپور همراه
بیامد چون چنین فرمان شد از شاه

کند مشّاطۀ گفتار شیرین
عروس فکر را زینگونه آیین

سحرگه چون عروس مهر خاور
نمود از حجلهٔ مشرق برون سر