«بـه
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣6️⃣1️⃣
ابیات 3170 الی 3190


۳۱۷۰.چو نقّاش از پی بیرنگ تصویر
به سیمین صفحه بر زد کلک تحریر

حریف بـزم را تا تر شود کـام
به ساغر ریخت ساقی بادهٔ خام

چو پیکان بوسه زد پشت کمان را
نمود آمـاجگه روی نشـان را

چو تیغ خم نمودش راست بر فرق
به خون ناب تیـغ تیز شد غـرق

برون چون رفت آهو زان تکاپو
نشان بر جای ماند از سم آهو

۳۱۷۵.دهم زین بیش اگر این رشته را تاب
فرو ریزد ز چشم عاشقان آب

دل عاشق از آن بی تاب گردد
دهـان از لذّتش پر آب گردد

شب و روزی به هم پیچیده چون مار
به هم در محفل عشرت گهر بار

به برگ گل ز بس پاشید ژاله
ز سرخی بزم شد همرنگ لاله

نشد خالی به ماهی محفل از سور
ز عشرت کس نشد یک لحظه مهجور

۳۱۸۰. نوای چنگ و رود از بزم شاهی
رسیدی هر دم از مه تا به ماهی

بـود این خوی چرخ آبنوسـی
که گه ماتم دهد گاهی عروسی

کند گاهی ز هجرت دیده پرخون
گه از وصلت نماید چهره گلگون

گهی از شام غم در دل زند سوز
کند گاه از وصالت روز فیـروز

گه از سردی دی سازد فگارت
گهی خـرّم کند از نو بـهارت

۳۱۸۵.گه از تلخیِ غم مغزت زند جوش
زشادی گاه ریزد بر لبت نوش

نه در مهرش بود چندان قراری
نه در کینش بماند استـواری

سرشت خاک و کار چرخ این است
که گاهی زهر و گاهی انگبین است

مشو مغرور از این چرخ کمان پشت
که از افسون به خواری خواهدت کشت

چو خسرو کام جُست از وصل شیرین
برون رفت از دلش غم های دیرین

.