منظومه فرهادو شیرین شعله نی ریزی قسمت صدو شصت و ششم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣6️⃣6️⃣
ابیات 3270 الی 3290
۳۲۷۰.که ما را از گرفتاری خسرو
فزاید هر زمان اندیشهٔ نو
اگر زین بند یابد او رهایی
بیاید جُست از این کشور جدایی
اگر شیرویه جوید تخت شاهی
دهد در کشتن خسرو گواهی
و گرنه کی پسندد مرد هشیار
که خسرو زنده فرزندش جهاندار
در این کار ارکند شیرویه تاخیر
به خونش پنجه آلاییم چون شیر
۳۲۷۵.چو شد شیرویه را این قصّه در گوش
زبیم از گفتگو گردید خاموش
طلب کردند دلسختی بد اندیش
چو اهریمن خطا کردار و بد کیش
فرستادند سوی طیسفونش
که ریزد بر زمین از کینه خونش
شه از کردار دوران بود دلتنگ
رخ گلگونش از غم کهربا رنگ
سرخود هشته بر زانوی شیرین
به او در صحبت از ایّام دیرین
۳۲۸۰.پری رخ با وی از شیرین زبانی
شده سرگرم در افسانه خوانی
گه از دوران جم خواندی فسانه
گه از کاوس سر کردی ترانه
گه از گردون شکایت باز می گفت
گه از تاثیر گردون راز میگفت
دل شه را ز صحبت های شیرین
برای دفع غم میداد تسکین
گهش دادی تسلّی زان غم و درد
که نیش و نوش باشد در خور مرد
۳۲۸۵.جهان را گه بلندی گاه پستی است
فراز و پست در بنیاد هستی است
شه از افسانهٔ آن شکّرين لــــب
دمی آسوده شد از تاب و از تب
از آن محنت که در دل داشت چون کوه
فرو افکند از دل بار اندوه
از آن افسانه خواندن با تب و تاب
به هم بنهاده مژگان از پی خواب
پیِ افسانه شیرین گرم گفتار
که ناگه در رسید آن دیو دیدار
WWW.DELVAJE.ir