منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صد و شصت و نهم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣6️⃣9️⃣
ابیات 3330 الی 3350
۳۳۳۰.در افکنده به سر زرّین پرندی
بپا از گیسوان مشکین کمندی
رخی تابنده چون ماه دو هفته
ز دیدارش توان از خلق رفته
نموده ابروان از وسمه رنگین
پریشان کرده بر رخ جعد مشکین
نهاده بر رخ چون ماه غازه
سمن را کرده از آن غازه تازه
دو نرگس را نموده سرمه سایی
گشوده چهره را در خود نمایی
۳۳۳۵.بر آموده سر و گردن به گوهر
همه اندام را بر بسته زیور
ز یاقوت و دُرش دستینه در دست
به پیشاپیش شه میرفت سر مست
ز پا کوبیدنش از بانگ خلخال
نمودی خلق را شوریده احوال
خرامان گشته پیش مهد از ناز
چو در صحن گلستان سرو طنّاز
به شیرین بود چون شیرویه مایل
نهفتی عشق او پیوسته در دل
۳۳۴۰. چو ننمود از غم شه بی قراری
به دل شیرویه داد امیّدواری
که گر شیرین بُدی دمساز با شاه
بر آوردی ز مرگش ناله و آه
نهانی داد پیغامش زیـاری
که چون پرداختی از سوگواری
به سوی بزم شاهی آرمت شاد
کنم ایوان ز دیـدار تـــو آباد
سر تسلیم افکند آن صنم پیش
از او آسوده شد جان بداندیش
۳۳۴۵.به امیّد وصالش گشت خورسند
که جفت وی شود شیرین دلبند
به پیش دخمه چون مهدش نهادند
بزرگان گِردِ مهدش ایستادند
درون دخمه موبد باز بردش
به خاک آن پیکر شاهی سپردش
نگار عشوه گر شیرین پر شور
خلایق را نمود از نعش شه دور
چو مستان جانب میخانه آمد
به بزم عشرت جانانه آمد
............