منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت صدو هفتادو پنج
# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣7️⃣5️⃣
ابیات 3450 الی 3470
۳۴۵۰. پی بر کندن آن کوه بیداد
روان شد کوه فرسایی چو فرهاد
فروزان ماه برج نیکنامی
شهنشه را چو جان عم گرامی
به جوش قلزم و با بُرز البرز
به عزم طوس و با فّرِ فریبرز
به سهم آرش و چهر منوچهر
فروزان گشت چون از باختر مهر
به سوی پارس شد از خطهٔ ری
به آیین جم و با سطوت کی
۴۳۵۵. چو گرد موکبش از ره عیان شد
سراسر ملک جم چون گلستان شد
چنان بر بست دست فتنه بر چوب
که رفت از خامه یاد از نام آشوب
ز عدلش آن چنان شد کارها راست
که خم از ابروی جانانه برخاست
چنان هر عقده بگشاد او ز تدبیر
که افتاد از شکن زلف گره گیر
ز عدلش رهروان کوی امید
روان با طشت زر چون قرص خورشید
۳۴۶۰. به عهدش شد چنان شور از جهان طی
که مستی شد برون از طینت می
چنان جست از تطاول ره رهایی
که شد منسوخ رسم دل ربایی
پرندش تا زخون بربست غازه
شد از آن غازه روی ملک تازه
حوادث را چنان بشکست پیکان
که دور از غمزه شد مژگان جانان
زده گرگان به رسم پاسبانی
زعدلش تکیه بر چوب شبانی
۳۴۶۵. زباسش فصل دی بی استخاره
نخیزد از دل کانون شراره
ز عدلش کاروان گر ره کند گم
شود غول بیابان خضر مردم
چنان تریاق لطفش گشت سیّار
که از نیش عقارب رُست جَدوار
شرار فتنه را از تیغ سرکش
فرو بنشاند چون از آب آتش
شکست ملک را ز امر خدایی
نمودش تیغ کار مومیایی
.