# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣7️⃣6️⃣
ابیات 3470 الی 3490


۳۴۷۰.شده در پاسبانی دیوِ گمراه
هم آواز خروسان سحرگاه

ز جودش هر کفی چون گنج کاوس
فلک بر درگه او در زمین بوس

قوی از نیروی او پشت دولت
منیر از رای او ارکان ملّت

از آن فرهاد خسرو بود دلتنگ
از این فرهاد زینت یافت اورنگ

گر آن فرهاد سودی سنگ خاره
سر این فرهاد ساید بر ستاره

۳۴۷۵. گر او از تیشه فرسودی تن کوه
زدود این یک ز دل ها کوه اندوه

گر او ره خواست ببریدن ز کهسار
از این شد کوه و در چون خاک هموار

گر او بشکست کوه از نوک تیشه
ز تیغ این جور را برکند ریشه

شکست افسون زال آن را ز غم بال
بیست این دستِ صد چون رستم زال

گر از شیرین مراو را تلخ شد کام
از این گردید شیرین کام ایّام

۳۴۸۰ چنان شد ایمن از وی دهر را دور
که شد برج اسد سر منزل "ثور

ز عدلش صعوه چون خوبان طنّاز
جفا از ناز فرماید به شهباز

چنان میزان عدل و داد شد راست
که رسم بیش و کم از پیش برخاست

ز خار و خس چنان شد راه ها پاک
که در ره نرخ گوهر یافت خاشاک

ز بس طرّار از او شد عبرت دار
پریشان شد ز هم گیسوی طرار

۳۴۸۵. ز عدلش برّه در بنگاه نخجیر
ز پستان پلنگان می مکد شیر

ز بس شد فتنه را شوریده بازار
نسیم آسود از تاراج گلزار

اگر نالید کوه از دست فرهاد
از این فرهاد بحر آمد به فریاد

ستم را آن چنان بر کنده شد بیخ
که خون ریزی فتاد از طبع مرّیخ

سر هر فتنه چون جعد خمیده
شد از مقراضِ عدلِ او بریده


..........‌...