# منظومه فرهاد و شیرین سرودۀ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣7️⃣7️⃣
ابیات 3490 الی 3510


۳۴۹۰. قُطاس پرچم او همچو هاله
در اندازد به فرق مه کلاله

مزاج فتنه در رنج خمار است
که تیغش را سرشتِ کوکنار است

در این دوران که فیروزی سرشت است
جهان چون موسم اردیبهشت است

مرا مرغ دل آمد میل پرواز
به تار عشق بستم پردهٔ ساز

عروس فکر را بستم چو آیین
حجاب افکند بر رخ بهر کابین

۳۴۹۵. سر و گوشش چو آمودم به گوهر
نهان در پرده شد بر یاد شوهر

چو این دوشیزهٔ خورشید رخسار
نهفت اندر حجاب شرم دیدار

شد از سودای او طبعم فسرده
که ناسایند بکران زیر پرده

خرد چون دید طبعم را مشوّش
وز این اندیشه نعل دل در آتش

سخن پرداز شد با روی خندان
که تا چندت بود یوسف به زندان

۳۵۰۰.چو بنهادی به بکر طبع زیور
مراهق را بود ناچار شوهر

به دامادیت سازم رهنمونی
که آسایی از این رنج و زبونی

به نام خسرو خورشید اقبال
به لوح مدّعا زن قرعه فال

چو شوخ فکر را پیرایه بستی
چرا در کنج نومیدی نشستی

چو راندی قصّه از شیرین و خسرو
به بزم خسرو افکن زیوری تو

۳۵۰۵. به رسم ارمغانی از دل و جان
به نام خسروش پرداز عنوان

ز شیرین نکته کاوردی به دل یاد
نثار افشان شو اندر کاخ فرهاد

بر این فرهاد نام خسرو آثار
زشیرین بذله شو هر دم شکر بار

برون کن از دل این وسواس دیرین
که نشکیبد دل خسرو ز شیرین

در آن درگه که در انصاف کوشند
خطای مستمندان باز پوشند

۳۵۱۰. سلیمان را کجا حشمت شود دور
پذیرد گر ز رحمت تحفهٔ مور

جهان آباد باد از فرّ بختش
فراز چرخ گردون باد تختش

نسیم عدل او دایم وزان باد
بهار گلشن خصمش خزان باد

سعادت یار و دولت رهنمونش
قوی دل همچو کوه بیستونش

ازین فرهاد شه را دولت و دین
منوّر چون دل خسرو ز شیرین