منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت یازدهم
#منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی.
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی :فاطمه شعاع
قسمت1️⃣1️⃣
* ابیات 164 الی 183
شبی در بیستون فرهاد مسکین
به خوابش شد مصوٌر روی شیرین
۱۶۵.که همچون گُل به گلگون آرمیده
ز کوه بیستون چون مَه دمیده
لبی پر خنده چشمی فتنه انگیز
چو بر گل ژاله رخسارش عرق ریز
دهان از خوش بیانی پر شکر کرد
به روی کوهکن لختی نظر کرد
که ای افسانه در عشق مجازی
نباشد عشق ما افسانه بازی
اگر عشق مَنت در دل تمام است
به عاشق خواب و خور کردن حرام است
۱۷۰.اجازت چون شدت در کوه سُفتن
حرامت باد زین پس شاد خفتن
نباشد عاشقان را راحت و خواب
نیارد کس نماز اندر دو محراب
اگر عشق مَنت در کار باشد
تو را خفتن بسی دشوار باشد
و گر خواب و خورت آخر مدار است
تو را با دعوی یاری چه کار است
گر از فرمان عشقم سر بتابی
گلی از گلشن وصلم نیابی
۱۷۵. تو را من کوه کندن داده ام یاد
گه گردد کوی عشق از دستت آباد
چرا عمری به غفلت می گذاری
مراد خاطرم را بر نیاری
در آن اندیشه از جا کوهکن جَست
گرفت آن تیشه پولاد در دست
شنیدم جمله عمرش از آن خواب
نمی بودی به خاطر یک نفس تاب
به یاد روی شیرین کوه سُفتی
نهانی با درون خویش گفتی:
۱۸۰.که راه عشق باشد بس خطرناک
نخواهد عشق الّا سینه چاک
در آن وادی که عشق آتش فروزد
اگر روح الامین آید بسوزد
نباشد عشق را غیر از مَخافت
دلیل وادی عشق است آفت
نبودی بعد از آنش هیچ پیشه
بجز فرسودن خارار به تیشه