منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت پانزدهم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣5️⃣
*ابیات 241 الی 260
کشد در هجر عاشق درد و تیمار
که گردد کامجوی از وصل دلدار
تو را آغاز وصل انجام کار است
چنین وصلی سیه چون شام تار است
برو با یار دیگر مهر افکن
که از وصلش نمایی دیده روشن
برو دوری گزین ازان دلفروز
که در هجر وصالش نیست جز سوز
۲۴۵.به پاسخ گفتش ای از عاشقی دور
که نبوَد در سرت از عاشقی شور
مرا سرمایه عمر آن زمان است
که سوز شمعم اندر جسم و جان است
نباشد در دلم زین شوق خوشتر
که سوزد تابش جانان مرا پر
چو اندر کوی عشق آمد گذارم
ز سوز خویشتن پروا ندارم
اگر سوزد تنم از جلوه دوست
بگویندم که این جان دادهٔ اوست
۲۵۰.کس ار با عاشقی گیرد سرو کار
نباشد تنگدل از جور دلدار
بلی راه و رسوم عشق این است
که زهرش در میان انگبین است
چو شد دل بسته اندر چنبر عشق
عنان را تافت سوی کشور عشق
بلا را لطف بی اندازه داند خانه
جفا را عیش های تازه داند
وجود هستی از تأثیر عشق است
بقا در قبضهٔ تسخیر عشق است
۲۵۵.نبودی عشق اگر عالم نبودی
دد و دام و بنی آدم نبودی
نبودی عشق بلبل گر عنان پیچ
نبود از خوبی گل داستان هیچ
نبود ار سوزش پروانه در جمع
کجا بودی نشان از جلوهٔ شمع
نگشتی شهره گر مجنون در ایّام
کس از لیلی نبردی در جهان نام
ز وامق گر نبودی شور و غوغا
شدی در دلبری کی شهره عذرا
۲۶۰.ندادی توبه جان گر در غم یار
ز لیلا در جهان کی بود آثار