# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت1️⃣6️⃣
*ابیات 261 الی 280

نگشتی دَعد در عشق ار فسانه
نماندی از رباب اکنون نشانه

ز کوه بیستون فرهاد مسکین
نهاده تا قیامت نام شیرین

همه سرمایهٔ ایجاد عشق است
جهان را علّت بنیاد عشق است

خوشا عشق و خوشا سر منزل عشق
بود هستی عجین ز آب و گِل عشق

۲۶۵.نباشد عشق را انجام و آغاز
که اوج لامکانش هست پرواز

ره عشق است اوّل تنگ و تاریک
چو عهد نو نیازان سست و باریک

اگر در خاطر کس ریشه راند
هزاران عشوه و اندیشه راند

نهد پا در بیابان جنونش
کند در چاه مشتاقی نگونش

به روی دلبری سازد اسیرش
کند در تار مویی دستگیرش

۲۷۰.بلی حُسن است خازن عشق چون شاه
کسی در بنگه عشق ار کند راه

کند صیدش ز زخم تیر پرتاب
نهد اندر کف حُسن جهان تاب

سپارد حسن در دست جنونش
جنون باشد به هر جا رهنمونش

نهد در پای دل قید گدازش
نشاند بر سر کوی نیازش

چو شد افسانه شیرین در نکویی
و زاو شد تازه ملک خوبرویی

۲۷۵.در آمد در چمیدن سرو نازش
به پا افتاد گیسوی درازش

به مژگانش ز ناوک های خونریز
نهاده صد هزاران خنجر تیز

کشیده قوس ابرو تا بنا گوش
فکنده زلف پرچین تا سرِ دوش

به رعنایی در آمد بوستانش
به رقّاصی در آمد ضَیمرانش حق

شکر بارید لعل نوشخندش
خرام آموز شد سرو بلندش

۲۸۰. ز رخ بشکست رونق مهر و مه را
فسون آموخت بادام سیه راه