منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت هفدهم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 1️⃣7️⃣
*ابیات 281 الی 300
ز عارض طعنه زن شد ارغوان را
ز گل بخشید زینت بوستان را
تبسّم را درون غنچه ره داد
خدنگ غمزه در دست نگه داد
نهانی غمزه اش در دلستانی
عیان در لب رسوم مهربانی
زگلبرگ جمالش ناز می ریخت
بلا از قامت طنّاز می ریخت
۲۸۵.خرام آموز کبکان دری شد
طراوت بخش گل های طری شد
به کنج لب مسیحا را مکان داد
خَضِر را ره به عمر جاودان داد
ز شوخی داد از آن لعل پر نوش
همه شیر افکنان را خواب خرگوش
رخش آیینهٔ پالوده از زنگ
دلی از سختیش در سینه چون سنگ
لطافت جسم پاکش همچو جان است
نهان در پرنیان آب روان داشت
۲۹۰.بهای بوسی ار ارزان گرفتی
ز مشتاقان دمی صد جان گرفتی
نهال قدّش ار چه بارور بود
جفا و جور و بیدارش ثمر بود
عیان گر طُرّه طرّار کردی
جهان پر کژدم و پر مار کردی
صبا گر خواستی بیند عیانش
زدی صد لطمه بر سر پاسبانش
صَلای نوش افکندی به هستی
در امیّد بر اندیشه بستی
۲۹۵.چو خورشید فلک در حُسن مشهور
ولی دست امید از دامنش دور
هر آن کاوازهٔ حسنش شنیدی
به کویش رخت بد نامی کشیدی
چنان شد شهره در حُسن آن مه نو
کز او آوازه شد در گوش خسرو
ز سودای رخش شوریده شد شاه
کشیدی از جفایش روز و شب آه
نه اندر دیده اش از یاد او خواب
نه در دل صبر ماندش نه به تن تاب
۳۰۰.شبی شاپور را در پیش خود خواند
ز درد دل بسی افسانه ها راند