# منظومه فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 1️⃣8️⃣
*ابیات 301 الی 320

که از دل رفت یکره صبر و تابم
چکد بر رخ مدام از دیده آبم

فرو رفته است پای دل به غرقاب
رسیده کشتی طاقت به گرداب

شدم در پیچ گیسویی گرفتار
که پیچم بر خود از اندیشه چون مار

ز عشق او دل از دستم برون شد
ز تاب بیخودی دریای خون شد

۳۰۵.گر آن مه را توانی کرد نخجیر
دل دیوانه را این است تدبیر

خیالی کن کزان انده سر آید
مگر بخت سعیدم رهبر آید

اگر افسانه ای از یاد دادی
به یاد افسونی از استاد داری

ز افسون و فریب و بند و نیرنگ
به دست آور دوای خاطر تنگ

ز عشق روی آن ماه دو هفته
عنان طاقتم از دست رفته

۳۱۰.به افسون آن پری گر رام گردد
به کامم گردش ایّام گردد

سرم کز افسر شاهیش عار است
نثار خاک پای آن نگار است

فراز تخت اگر بینی نشستم
به راه عشق او چون خاک پستم

سپاه ار باشدم از انجم افزون
چه سود آن دم که عشق آرد شبیخون

چه سود ار بر فلک ما را سریر است
چو چین زلف خوبان شیر گیر است

۳۱۵.به نامم شهره در عالم به پرویز
به کوی عشق چون مرغ شب آویز

تو را اندیشه ای گر در ضمیر است
نمایی آشکارا زود دیر است

مرا باشد مسلّم تخت شاهی
به زیر حکمم از مه تا به ماهی

چرا اندر پی یک خواهش دل
نشیند خاطرم را پای در گِل

چرا با کام دل نا کام باشم
از این اندیشه بی آرام باشم

۳۲۰.ندارد عشق با شاهی صبوری
ندارد طبع نازک تاب دوری

.