منظومه فرهاد وشیرین شعله نی ریزی قسمت بیست و دوم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 2️⃣2️⃣
* ابیات 381 الی 400
کشیدی ساغری از بادهی ناب
چو آتش دیده مویی سخت در تاب
به خود گفتی نهانی آن دلارام
نسازد طبع من با هر سری خام
مرا با عشقبازی چون فتد کار
بود در خور اگر یاری سزاوار
چنان از غمزه اش از پا در آرم
که بر وی خواب و آسایش سر آرم
۳۸۵. کمند اندازم از زلفش به گردن
بگردانم به گِرد کوی و برزن
چو مجنونش دهم سر سوی صحرا
که نشناسد ز مدهوشی سر از پا
مرا در خور بود زیبنده یاری
به بزم کامکاری شهریاری
نکو رویی نکو بختی نکوکار
جفا سازی خردمندی وفادار
مرا رخساره رشک نوبهار است
به سَیر باغ و گلزارم چه کار است
۳۹۰.نباشد آن بهاران را صفایی
که نبوَد اندرو صاحب وفایی
نباشد گر کسی را یار در بر
چه سودش سَیر شمشاد و صنوبر
کسی گر دلبری باشد قرینش
بود برگ طرب در آستینش
در این اندیشه بود آن غیرت حور
که شد از دور پیدا روی شاپور
پری رخ از طریق دلربایی
ز رویش دید پیدا آشنایی
۳۹۵.به خوبان گفت اين فرزانه استاد
ز طرز آشنایی می دهد یار
در آریدش در این فرخنده منزل
که از رویش مرا در بر طپد دل
ببینم کز کدامین سرزمين است
به صنعت با چه قومی همنشین است
مرا سیمای او دل واژگون کرد
عنان طاقتم از کف برون کرد
به محفل بار دادندش به صد ناز
سوی شیرین شد آن مرد فسون ساز
زمین را داد از روی ادب بوس
۴۰۰.به افسون در بهشت آمد چو طاوس
.