بر مدار خویش
بر مدار خویش
ساعتی در دستِ تقدیر،
ساعتی بازیچهی باد،
لحظهای همگام با غیر،
لحظهای سرگشته و شاد.
یک نفس آزاد باش و،
گوش بر بانگ درون،
راه خود را خود بیاب و،
ساز خود را خود بزن.
چون نسیمی رامِ راهی،
یا که طوفانی رها،
هرچه هستی، خویش باش و،
بر مدار خویش باش.
این بخش به فرد یادآوری میکند که هرچه زندگی با تغییرات و دشواریها روبرو باشد، باید به صدای درون و مسیری که خودش برمیگزیند وفادار بماند و بر اساس اصول خودش حرکت کند.
آیینه خویش
ساعتی رنگی زِ غیر،
ساعتی بیرنگ و خویش،
چون گذر کردی زِ هر بند،
میشوی آیینهی خویش.
ره مگیر از گامِ دیگر،
میزن آهنگِ دگر،
هر دمی میزانِ خود شو،
تا شوی موزون و برتر.
رود باش و راه خود رو،
بینیاز از سنگ و سد،
چون که دریا در درون است،
ره چرا پرسی زِ بد؟
این بخش فرد را به سوی رهایی از تأثیرات بیرونی، خودشناسی و یافتن مسیر زندگی شخصیاش هدایت میکند و بر اهمیت استقلال در تصمیمات و انتخابهای زندگی تأکید دارد.
میزان خویش
ساعتی بازیچهی وهم،
ساعتی تسلیمِ شک،
گاه در زنجیرِ عادت،
گاه در پروازِ فکر.
لحظهای همگام با خلق،
لحظهای آزاد و فرد،
چون درونت راهبر شد،
راه بیرون را مگرد.
گر نسیمی، رامِ کس باش،
ور شراری، شعلهور،
یا که موجی، در تلاطم،
لیک در میزانِ خود.
این بخش به فرد یادآوری میکند که هرچقدر که نوسانات و تغییرات در زندگی وجود دارد، مهم این است که انسان در درون خود تعادل پیدا کند و خود را از فشارهای بیرونی نجات دهد.
راهِ تو، قانونِ تو
ساعتی در بندِ باید،
ساعتی همرنگِ جمع،
لحظهای از خویش دوری،
لحظهای محوِ شرر.
چون درونت ساز گردد،
نغمهات موزون شود،
هر چه بیرون، نقشِ وهم است،
راهِ تو، قانونِ توست.
چشمه باش و راه خود رو،
بینیاز از جوی و رود،
چون که دریا در تو جاریست،
ره چرا جویی ز دود؟
این بخش بر اهمیت استقلال درونی، خودشناسی و اعتماد به راه خود تأکید دارد و میخواهد فرد را از وابستگی به عوامل بیرونی رها کند.
محسن شعاع اسفند ۱۴۰۳