منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت بیست و ششم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۲۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 2️⃣6️⃣
* ابیات 471الی 490
کنون زن زخمه ای تار سخن را
طراوت بخش گلزار سخن را
نرفته نغمه چنگت به گوشم
چو تار چنگ شد آشفته هوشم
ز ساز عودت از نیرنگ و دستان
سرم شوریده شد مانند مستان
به قانون ادب شاپور دمساز
به ساز عاشقی برداشت آواز
۴۷۵. که در ملک مداین شهریاری است
در اقلیم بزرگی تاجداری است
نژادش را اگر خواهی ز جمشید
گذشته پایه تختش ز خورشید
بر از این چرخ پیروزست تاجش
کشد هر شاه بر گردن خراجش
گه خشمش چو بر ابرو فتد چین
رود در چین خامش خسرو چین
جهان سر تا به سر زیر نگینش
فراز آسمان روی زمینش
۴۸۰.تعالی الله در ایوان نوبهاری است
چو در میدان نهد پا شهسواری است
نرُسته سبزه اش بر گِرد نسرین
نیالوده مِحَک بر لوح سیمین
دو مشکین طرّه اش هر سو مشوّش
دو هندوی معلّق اندر آتش
لب لعلش چو آب زندگانی
مفرّح چون شراب ارغوانی
دو ابرویش که محراب نماز است
مقام سجده اهل نیاز است
۴۸۵.در آید چون لب لعلش به گفتار
کند فاسد شکر را کار بازار
اگر بیند قدش را سرو موزون
قدش از رشک گردد بید مجنون
زلیخا گر رخش در خواب دیدی
دل از دلبندی یوسف بریدی
دمد هر صبحدم خورشید خارا
که تا بیند جمالش بار دیگر
صبا گر تار زلفش برگشاید
ز مغز خلق کانِ مشک زاید
۴۹۰. لبش یاقوتی از شکّر سرشته
بقای جان در آن مرجان نوشته
.