منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت سی و سوم
# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع
قسمت 3️⃣3️⃣
*ابیات 611 الی 630
به گیسویی که بینی شیر گیرم
به زنجیر وفا کردی اسیرم
به این قامت که همچو سرو ناز است
نشستم بر سر کوی نیاز است
لبم را خضر اگر در خواب دیدی
دل از سرچشمهٔ حیوان بریدی
ز سحر انگیزی چشمم به گلزار
بود نرگس مدام از غصّه بیمار
۶۱۵.ز لعلم در بدخشان لعل دلتنگ
بود خونی فسرده در دل سنگ
چو بیند مژه ام در بیشه ضیغم
از او چون آهوی وحشی کند رم
گشایم چون درِ دُرج دهان را
شکر در شهر بربندد دکان را
به یاد شهد لعل من به خرگاه
بسوزد شمع خود را تا سحر گاه
به طاق ابروانم مهر روشن
سجود آرد چو پیش بت برهمن
۶۲۰.اگر شمع جمالم بر فروزد
وجود سرکشان چون شمع سوزد
اگر پرواز بودی در پَر گل
به دور عارضم گشتی چو بلبل
ستون خويشتن را نیست دستور
که پنهان نبود این معنی به شاپور
لعابی عنکبوت آسا تنیدی
به دام خويشتن عنقا کشیدی
کشیدی دامی از افسون و نیرنگ
به هر رنگی دلم بردی به بیرنگ
۶۲۵.از این نیرنگ مقصودت ندانم
از این سودا گری سودت ندانم
به بنگاه پری کاشانه کردن
پری وارم چنین دیوانه کردن
اگر شور مَنت می بود منظور
نباشد در جهان از این فزون شور
و گر زین صورت و صورت نگاری
کلید معنیی در سینه داری
از این صورت به دل دارم صد آزار
فغان ز آن دم که با معنی فتد کار
۶۳۰.وجودم را که بینی در گداز است
هنوز اندیشه ٔعشق مجاز است
.