# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 3️⃣4️⃣
*ابیات 631 الی 650

دل از این صورتم لبریز خون است
ره معنی خدا داند که چون است

کنون درمان این درد از تو خواهم
علاج چهرهٔ زرد از تو خواهم

به دریا بی سبب کردی نگونم
به دُرّ ناب خود شو رهنمونم

چو بشکستی به دل بی موجبی خار
شو اکنون رهنمونم سوی گلزار

۶۳۵.چو از صهبای خود بردی ز کارم
هم از رحمت نما دفع خمارم

چو کردی از آتش عشقم تو بی تاب
بر آن آتش بزن آخر دمی آب

دلم شوریده کردی از نوایی
رسان شوریده را آخر به جایی

دلم چون خَستی از پیکان این غم
بنه بر زخم این دلداده مرهم

به این دردم فکندی ز آشنایی
بود هر درد را آخر دوایی

۶۴۰.در این غم جز تو نبود دستگیرم
کمان بگذار چون خَستی به تیرم

تو خضر راه این دل پر ز خونی
به راه مقصدم کن رهنمونی

پرستاری غمخواران صوابست
تسلّی بخش دل های خرابست

پی آزادی مرغ گرفتار
کمر بندند مردان نکو کار

به راهی‌ شو ز رحمت رهنمونم
که ساکن گردد این سوز درونم

۶۴۵.تو دانی چاره درد نهانی
به درمانم مدد کن تا تواني

به پاسخ گفت شاپور ای دل افروز
مبادا در دلت از تاب غم سوز

لبت خندان دلت خرّم سرت شاد
تنت از اندیشهٔ هر محنت آزاد

مدامت ساغر عشرت پر از نوش
شب و روزت غم دوران فراموش

چو از نام تو تر گردد زبانم
زنامت پر شکر گردد دهانم

۶۵۰.بود مستغنی از وصف کتان ماه
نداند سرّ این جز مرد آگاه

.