# منظومهء فرهاد و شیرین سرودهء شعله نی ریزی .
[شامل ۳۵۱۰ بیت]تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارایه در فضای مجازی : فاطمه شعاع

قسمت 3️⃣6️⃣
*ابیات 671 الی 690

ره این است ار توانی ره نوردی
که گاهی از زنان شرط است مردی

جز این اندیشه ای در عشقبازی
ندانم گر گدازی ور نوازی

دل شیرین از آن اندیشه زد جوش
زمانی بود از آن اندیشه خاموش

زبان بگشاد کای مرد سخن سنج
که بنهفته به هر حرفت دو صد گنج

۶۷۵.کجا باشد مقام و گاه خسرو
کجا باشد نشستنگاه خسرو

کدامین سرزمين او را مقام است
به ملکی کاو بود او را چه نام است

چه باشد در جهان داری شعارش
چه باشد از بد و از نیک کارش

بگفت ای در جهان در دلربایی
مسلّم همچو حسن و بی وفایی

مداین هست عشرتگاه پرویز
که باشد عرصه اش خاکی طرب خیز

۶۸۰.بود میلش نشاط شام و شبگیر
سماع و ارغنون و صید نخجیر

ندارد جز زدن در کام دل گام
گذارد در نشاط و عشرت ایّام

سراسر کسوت او لعل فام است
شب و روزش هوای صید و جام است

ندارد در جهان پر ز نیرنگ
به غیر از یاد جام و ناله ٔچنگ

گذارد وقت را در عیش و شادی
بود دور از فراق و نامرادی

۶۸۵.ولی باید کشش از سوی معشوق
که ساید رایت عاشق به عیّوق

گر از معشوقه نبود میل و مقصود
کجا شیدایی عاشق دهد سود

گرفت آن آتش سودا به شیرین
چو باد صَرصَر اندر برگ نسرین

اثر کرد این نصیحت در درونش
برون برد از دل آرام و سکونش

دل سنگینش اندر جوف سینه
شد از شوریدگی چون آبگینه

۶۹۰.ز جوششهای بی پایان آن میل
روان کردی ز مژگان هر طرف سیل

.