# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 6️⃣1️⃣
*ابیات 1171 الی 1190



نه چون پروانه‌ات سوزد پروبال
نه چون بلبل پریشان سازدت حال

نه چون خارت رقیبی هست همدوش
نه یارت همچو من سازد فراموش

زمان وصل آه زارت از چیست
فغان و نالهٔ بسیارت از چیست

نسازد یار از هجرت پریشان
گه و بیگه به هم دست و گریبان

۱۱۷۵. نه یکدم داری از وصلش صبوری
نه دلبر از تو جوید رسم دوری

چو من گر شام هجران بازدیدی
فراق دلبری دمساز دیدی

گذشتی از سرت هر لحظه طوفان
جهان بودی به چشمت تنگ زندان

پرستاران چو حالش باز دیدند
پرستارانه نزدیکش دویدند

که ای خال جمال خوب رویی
گُل گلدستهٔ باغ نکویی

۱۱۸۰. رخت آئینهٔ روی نکویان
جمالت قبلهٔ خورشید رویان

کنون وقت نشاط و کامرانی است
که ایّام بهار نوجوانی است

نه جای غم بود در صحن گلزار
که گل عشرت کند غمگین شود خار

تو شیرینی شکر باری ز سر گیر
قدم از ساحتِ اندوه بر گیر

می گلگون به بانگ رود کن نوش
به شادی کوش و از غم کن فراموش

۱۱۸۵. پی دلجوئیش از هر کناره
پرستاران گرفته راه چاره

به ساغر ریخت ساقی آب گلرنگ
چو یاقوتی که بیرون آید از سنگ

نه از آن باده‌ای کز دُرد دَن بود
که خود رخشان سهیلی از یمن بود

میی تابنده‌تر از جرم خورشید
میی وامانده از دوران جمشید

میی از جسم خوبان اصل خاکش
ز آب چشم مستان آب تاکش

۱۱۹۰. ز صافی باده‌ای چون اشکِ دیده
ز لعل دلکش خوبان چکیده

.