منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت شصت و چهار
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 6️⃣4️⃣
*ابیات 1231 الی 1250
تو با آن عهد و پیوندی که بستی
چه بد دیدی که بی موجب شکستی
اگر خسرو شد از بیم پدر دور
ز درد اشتیاقت مانده مهجور
به جز شیرین حدیثش بر زبان نیست
ز هر کس پرسی این معنی نهان نیست
بود در روز چون زلف تو بیتاب
به یاد نرگست شب هست بیخواب
۱۲۳۵. ز باد صبحدم بوی تو جوید
به هر جا حرفی از عشق تو گوید
ز هجران تواش دل غرق خون است
ز سودای تو پابست جنون است
اگر پوید به عزم تاج و اورنگ
به عشقت بسته روز و شب کمر تنگ
نه خسرو هست رندی لا ابالی
کزاو ماند همی اورنگ خالی
تو را خواهد فراز تخت زرّین
که با شیرین گذارد عیش شیرین
۱۲۴۰. شبستان را ز رویت نور بخشد
مفرّح بر دل رنجور بخشد
به سلطانی گر آید زیر بندت
به گردن بر کشد مشکین کمندت
به کام دل گذارد با تو ایّام
نجوید جز تو در عالم دلارام
چو لختی گفت از این افسانه شاپور
ز تلخی کام شیرین شد دمی دور
گره اندر گلو از گریه افکند
به پاسخ گفت آن ماه شکر خند:
۱۲۴۵. که استادی به کار و دل پسندی
عیان نقّاش و پنهان نقشبندی
مزن تهمت به من از بی وفایی
که جانم سوخت از سوز جدایی
نبینی سنگ چون از کوه ریزد
از او بانگ جدایی چند خیزد
چو شاخی از درخت افتد نگون سار
چسان از دل بر آرد نالهٔ زار
چو درزی بر درد دیبای چینی
در او جز ناله و افغان نبینی
۱۲۵۰. کنون بیدل شدم از فرط دوری
ندارم بیش از این تاب صبوری
.