# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 6️⃣6️⃣
*ابیات 1271 الی 1290


ز سرخی هرچه بر سقفش صفا بود
سرشک عاشقان بینوا بود

پر کاهی که در آن گِل عجین بود
ز روی زرد عشّاق حزین بود

برای دیده‌اش از دیدگان حور
نموده سرمه از چشم سیه دور

روان آبِ کنار جویبارش
ز اشک دیده عشّاق زارش

۱۲۷۵. نمودند استوار آنگونه تختش
که شد رشک دل سنگین سختش

شود تا روشن آن فرخنده منزل
به هر روزن نهاد آیینهٔ دل

ز سعی و اهتمام کاردانان
به پایان آمد آن فرخنده بنیان

مهندس آنچنان پرداخت آن کار
که می‌زد طعنه بر قصر سنمّار

پی فرشش به جای تودهٔ گِل
فکند استاد دانا پردهٔ دل

۱۲۸۰. کشیده سدره‌اش سر سوی افلاک
که باشد در امان ز آلایش خاک

نهاد از زیر صحنش تا لب بام
بجای خشت پخته عنبر خام

بلی آنجا که شیرین جا گزیند
در آن محفل که آن دلبر نشیند

سرشت آب و خاکش این چنین است
تن خوبان گِل آن سرزمین است

چو شد پرداخته آن قصر دلکش
مزیّن چون رخ خوبان مهوش

۱۲۸۵. به هر استاد بهتر دست رنجش
پراکندند در پا کوه گنجش

به شیرین گفت پس فرخنده شاپور
که ای چشم بد از پیرامنت دور

شده پرداخته قصر منقّش
اگر شیرین در آن گردد عنان کش

پریرخ با رخی پُر خنده و ناز
شد از گنجینهٔ گوهر سخن ساز

که میمون باد این فرخنده آثار
کز او خیزد طرب از وصل دلدار

۱۲۹۰. از آن گلگشت رخت خویش بستند
به زین تازی اسبان بر نشستند