# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 6️⃣7️⃣
*ابیات 1290 الی 1310


روان گشتند تا قصر دل‌افروز
به فال فرّخ و بابخت فیروز

چو آن مه شد در آن فرخنده منزل
منوّر شد ز رویش بزم و محفل

درون سنگ چون یاقوت جا کرد
شبستان را ز رخ جنّت سرا کرد

کنیزان و پرستاران درگاه
چو سیّاره به گرد خرمن ماه

۱۲۹۵. بساط عشرت از نو باز چیدند
در آن جنّت چو حوران آرمیدند

سرای قصر را از بهر آیین
فروبستند هر سو دیبهٔ چین

شد از آرایش آن فرخنده مشکو
ز نزهت دلگشا چون باغ مینو

ز بانگ چنگ و رود و شور مستی
ز گردون زُهره کردی میل پستی

فلک هر شام در دفع گزندش
ز انجم ریختی بر سر سپندش

۱۳۰۰. نشسته بر فراز تخت شیرین
پرپرویان به گِردش همچو پروین

چو بود آشفته از هجران مزاجش
به جام باده کردندی علاجش

نبید تلخ می نوشید چون نوش
کند تا دوری خسرو فراموش

زمانی صحبت از معشوق و می‌ بود
دمی برپا سرود چنگ و نی بود

پی دلجوییش از هر کناره
ز هر افسانه خوبان گرم چاره

۱۳۰۵. اگر مه را ز گردون خواستی زیر
درآوردندی اش گردن به زنجیر

زحور ار برگذشتی در زبانش
کشیدندی سوی محفل کشانش

گر از عنقا حکایت کردی آغاز
رساندندی سوی بزمش به پرواز

چه داند کس رموز دلبرانه
که از نازش بود هر دم بهانه

چو سر خواهد ز کس جای سکون نیست
چو جان جوید مجال چند و چون نیست

۱۳۱۰. به هر حاجت که بنمودی اراده
همه در زیر حکمش سر نهاده

.