# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 7️⃣0️⃣
*ابیات 1351 الی 1370


پریشان خاطری آشفته بازار
شَمَن وار از محبّت زرد رخسار

خطش بر گِرد صورت هاله بسته
به مرگش چهره در ماتم نشسته

عجب باشد که در این وحشت آباد
رود صید از پی نخجیر صیاد

به دام خویش سازد پای بستش
عنان دل فرو گیرد زدستش

۱۳۵۵. چو دیدندش طلبکاران دمساز
بدادندش ز روی مهر آواز

که ای فرزانه استاد هنرور
چرا سرگشته ای چون مرغ بی پر

تو را با این هنرمندی و کردار
نشاید بود در ایّام بی کار

هر آن صنعت که جوید در جهان مرد
بیاید پیشهٔ خود را عیان کرد

طلبکار توایم اینجا شتابان
به هر جانب چو برق اندر بیابان

۱۳۶۰. ز روی مِهر بردار این زمان گام
که یابد خاطر غمدیده آرام

ترا باشیم در کاری طلبکار
کز آنَت حاصل آید سود بسیار

چو فرهاد از طریق بینوایی
بدید آن لطف بیش از آشنایی

دل شوریده‌اش شد کنده از جای
زمانی بود از اندیشه بر پای

دلش لرزان چو بید از بیم و امید
به گِرد خویش چون پرگار گردید

۱۳۶۵. به پاسخ گفت آخر از کجایید
که از حال غریبان آشنایید

ازین جستن شما را چیست مقصود
چو جویید از غریبی محنت‌آلود

بگفتندش که سربسته است این راز
بیا نا بنگری قانون این ساز

اجازت نیست ما را کشف این کار
چو آیی گردی از معنی خبردار

سراین رشته بر ما ناپدید است
درِ این گنج را پنهان کلید است

۱۳۷۰. از آن اندیشه شد آشفته فرهاد
که کاری را که خاموشی ست بنیاد

.