منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت هفتاد و دوم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نیریزی
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 7️⃣2️⃣
*ابیات 1391 الی 1410
ز خاکش بوی خون پنهان شنیدی
غلط گفتم که بوی جان شنیدی
به رفتن گام میزد تند و بیتاب
بسان گوسفند و کوی قصّاب
به مژگان خاک رَه هر لحظه میرُفت
به دل با خاطر آشفته میگفت
که این کام دل دیوانه باشد
همایون ساحت بتخانه باشد
۱۳۹۵. کنم از جلوهٔ بت دیده روشن
شوم خوشدل ز دیدار برهمن
رخ اندر خاک پای بت بسایم
به روی دل در معنی گشایم
خرد اول قدم گردید از او دور
از او چون نو نیازان گشت مهجور
دلش چون دید آن کوی خطرناک
چو بِسمِل پیش او غلطید بر خاک
که ای دور از خرد راهی که پویی
هلاک خویش را در جستجویی
۱۴۰۰. ندارم اندرین ره تاب یاری
در این محنت ندارم بردباری
به گِل آغشته شد خون عزیزان
از این کوی پر آفت شو گریزان
اجازت ده کزاین ره باز گردم
سوی آسودگی دمساز گردم
به آه و ناله دل کردش چو بدرود
به رسم بیدلان گامی دو پیمود
از او جان جُست دستوری هجران
قدم در راه میزد جسم بی جان
۱۴۰۵. دل و جان و خرد بگذاشت ناگاه
تنی بی روح سر بنهاد در راه
چو آمد بر در آن کاخ فرّخ
بشد مات و نهاد اندر زمین رخ
پس آنگه با تنی چون کوه پولاد
طوافی چند کرد از پا در افتاد
به بالین آمدش فرخنده شاپور
بدیدش قالبی از روح مهجور
به صد افسون به خویش آورد بازش
شد از دستانسرایی دلنوازش
۱۴۱۰. که خیر مقدم ای همراز دیرین
به کامت نوش بادا شهد شیرین
.