منظومه فرهاد و شیرین شعله نی ریزی قسمت هفتاد و پنجم
# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نیریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع
قسمت 7️⃣5️⃣
*ابیات 1451 الی 1470
و گر با کوه باشد در ستیزه
کند از یک نگاهش ریزه ریزه
چو آمد کوهکن در دشت سرمست
پی انجام فرمان تیشه در دست
به هر سنگی در آن وادی رسیدی
زضرب تیشه اش از هم دریدی
ز نوک تیشه اش اندام جدول
گرفته چون رخ آئینه صیقل
۱۴۵۵. چنان از تیشه دادی سنگ را تاب
که هم آتش ازو جستی و هم آب
چنان نازک کشیدی خط تصویر
که بر قرطاس ساید کلک تحریر
سبک کردی چو بازوی قوی زور
تراشیدی سواد از دیدۂ حور
به نرمی تیشه را دادی چو پشتی
ستردی از تن فکرت درشتی
چو لب را بر لب از سختی فشردی
ز آهن چین و موج از آب بردی
۱۴۶۰. ربودی چون شدی از عشق تازه
ز روی ماهرویان زنگ غازه
توانستی ز ضرب تیشه از شور
سیاهی کردن از زلف بتان دور
چو وجدی در دل از عشقش فزودی
کلف ز آهن ز روی مه زدودی
به روزش سنگ سفتن بود پیشه
بسودی سنگ خارا را به تیشه
به هر سنگی ز کوهی رسته کردی
به هم چون جسم و جان پیوسته کردی
۱۴۶۵. به هم هر سنگ را می کرد دمساز
چو بر اندام خوبان حسن با ناز
چو شام از بام گردون آمدی پیش
خراشیدی به ناخن سینهٔ خویش
کشیدی آتش سودا زبانه
نمودی ساز راه عاشقانه
سرشک از دیدهٔ خونین فشاندی
نهال آرزو در دل نشاندی
دمی از دوری دلبر نمیخفت
به جای سنگ شب یاقوت میسفت
۱۴۷۰. نهادی سینه چون بر سنگ خاره
زسنگ خاره برجَستی شراره