# منظومه فرهاد و شیرین سرودهٔ شعله
نی‌ریزی.
شامل[ ۳۵۱۰بیت] تصحیح دکتر مختار کمیلی
ارائه در فضای مجازی: فاطمه شعاع

قسمت 7️⃣8️⃣
*ابیات 1511 الی 1530


که کار دست بس صَعب است و مشکل
بود آسان چو کاری سرکند دل

هنرمندی که چشم از حیله پوشد
به کار خود به جان و دل بکوشد

به پایان آید آن کار خجسته
کند پیدا کلیدِ کارِ بسته

برای مزد رنج آن هنرمند
فرو گیرید از گنج گهر بند

۱۵۱۵. نثار سیم و زر بر وی فشانید
نگین وارش میان زر نشانید

چو اندر کار ما فرسوده از رنج
فرو ریزید در پاداش او گنج

پرستاران به حکم آن شکرخند
طلب کردند استاد هنرمند

در گنجینهٔ زر برگشادند
به رسم ارمغان پیشش نهادند

که شیرین بانوی صاحب کلاهی
پی رنج تو دارد عذر خواهی

۱۵۲۰. تو را پاداش سختی بیش ازین است
نگیرد نکته هر کس نکته بین است

چو دید آن سیم و زر بیچاره فرهاد
بر آورد از دل شوریده فریاد

که آوخ از تقاضای دل من
از این جان کندن بیحاصل من

گرفتم گنج باد آور فشانید
دریغا درد را درمان ندانید

به جای سیم بس اشک روانم
زر ار باید رخ چون زعفرانم

۱۵۲۵. کسی کز جان و دل دوری گزیند
چسان در قید سیم و زر نشیند

زر و سیم است بهر جُستن کام
مرا تلخ است کام از دور ایّام

کسی کز جان خود گیرد کرانه
نپوید همچو مرغ از بهر دانه

نه طفلم تا که از بهر شکیبم
به سرخ و زرد کس بدهد فریبم

شما را باد ارزانی زر و سیم
به نزد بیدلان سیم است چون ریم

۱۵۳۰. سر شوریده را با زر چه کار است
که سر اندر تن دلداده بار است